تبليغاتX
اصلاحات ایرانی
در حال نقل مكان به وبلاگ جديدم هستم. با اين آدرس در لاگ اسكاي: http://eslahateirani.blogsky.com/ منتظر دوستان در آن خانه هستم. البته وبلاگ ذكر شده آزمايشي بوده و همچنان در بلاگفا ( تا اطلاع ثانوي)حضور دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/01/26ساعت توسط احمد شیثی |

1

جناب آقای میرحسین موسوی


بیانیه‌تان را در مورد نوشته‌های یک طنزنویس که در مورد خانم فاطمه رجبی طنزی نوشته است، خواندم و بالطبع توضیحات زیر را ضروری می‌دانم.

اول: شیوه برخورد شما طبعاً یک رفتار درست و حساب شده در شرایط کنونی انتخابات است و من به آن احترام می‌گذارم. اما طبیعتاً اهانت‌های خانم رجبی به بزرگان این کشور مانند آقای خاتمی، آقای هاشمی و بسیاری دیگر از این بزرگان، جای دفاع ندارد، حتی پیرمرد محترمی مانند شیخ علی دوانی، پدر محترم خانم رجبی از دستش همیشه ناراحت بود و برادرانش هم از او گریزانند، و طبیعتاً من به خودم حق می دهم که در شرایطی که این خانم بدون نگاه داشتن هیچ حد و مرزی به جان افراد افتاده، به عنوان طنزنویس در موردش بنویسم. البته شما که نه، ولی بسیاری از دوستان معمولاً یواشکی التماس دعا دارند که من پاسخ خانم رجبی را بدهم.

دوم: دو مطلب طنز هم‌زمان درباره خانم فاطمه رجبی منتشر شد، یکی را من نوشتم و یکی را دوست طنز‌نویسی دیگر نوشت، البته نوشته این دوست مطلب بسیار شیرینی بود با عنوان «فاطی شاه، فاطی ماه…» که در مورد خانه شما و دیوار و ماشین بود که بسیار خواندنی بود، ولی من اصلاً در نامه‌ام به خانم رجبی شوخی از حد نگذراندم، حتی به روال معمول هم چیزی نگفتم، معتقدم متنی که توسط من با عنوان «دیرحسین موسوی و فاطی عصبی» نوشته شده کاملاً مودبانه بوده و احتمالاً چون شما هم مثل خیلی از دیگران فکر می‌کنید هر کسی در ایران یا بیرون طنز می‌نویسد، اسم مستعار من است، گمان کردید نام ایشان هم نام مستعار من است. البته فکر کنم ایشان که در مطالب‌شان از شما طرفداری کرده‌اند، به‌خاطر نامه شما ناراحت شوند و بروند از احمدی‌نژاد طرفداری کنند، اما من به ایشان خواهم گفت که میرحسین زیر لب چیزی گفته و منظور بدی نداشته، و از ایشان می‌خواهم شما را ببخشد.

سوم: من به جد معتقدم که شما یا یکی دیگر از اصلاح‌طلبان باید رییس‌جمهور شود، این امر بیش از هر چیز ریشه در رفتارهای زشتی دارد که این گروه عنیف (‌احمدی‌نژاد، الهام، فاطمه رجبی و دوستان) با ملت و با فرهنگ و با ایرانیان کرده‌اند‌ و ما قصد داریم تا با حمایت از شما، شر ایشان را بکنیم و این قصد ما جدی است و فکر نکنید با دو تا بیانیه دادن علیه من، ما این‌قدر ساده‌لوح هستیم که دست از حمایت از شما برمی‌داریم. آن‌هایی هم که دارند آتش زیر دعوای من را با شما روشن می‌کنند بدانند که ما اصلاً آدم‌های ساده‌لوحی نیستیم و معانی سیاست را هم می‌فهمیم. در این انتخابات ما تا می‌توانیم از دردهایی که ایرانیان در این چهار سال کشیدند و علیه احمدی‌نژاد و راست‌ها خواهیم نوشت و حسرت دیدن دعوای درون اصلاح‌طلبان را بر دل راست‌ها خواهیم گذاشت.

قرار است شما بگویید حمایت ابراهیم نبوی از شما ربطی به شخص شما ندارد، این حرف کاملاً درست است. اتفاقاً خدا خیرتان بدهد که خیلی‌ها این‌جا ما را مزدور شما می‌دانستند و فکر می‌کردند ما از شما پول گرفتیم که از شما طرفداری کنیم. توضیح دادیم که حتی چهارتا کوپن هم به ما ندادند، چه برسد به سیب زمینی و آش و پول نفت. ما از شما حمایت می‌کنیم و هیچ ربطی هم به شما نداریم، ما بخشی از مردمی هستیم که آمدن شما به نفع آن‌هاست، شما هم بهتر است بگویید که ما ربطی به شما نداریم و مسوولیت کارهای ما با شما نیست، و این هیچ نیست جز واقعیت. باور کنید آقای موسوی، بسیاری از دوستان من که از شما حمایت می‌کنند، اگر بدانند که من با ستاد شما کار می‌‌کنم، مطمئناً از من و در نتیجه از شما حمایت نمی‌کنند. آقای موسوی! ما مردمی هستیم که در این چهار سال له شدیم، ویران شدیم و حالا می‌خواهیم با انتخاب شما، ایران و خودمان و فرزندان‌مان را از این وضع نجات دهیم.

من خوشحالم که از نامزدی برای انتخابات دفاع می‌کنم که از توهین به مخالفش (‌اگر توهینی در کار باشد) هم خوشحال نمی‌شود و حتی رسماً از مخالفی مثل خانم رجبی دفاع می‌کند و باور کنید بعد از چهار سال، شنیدن چنین چیزی دل آدم را شاد می‌کند. این‌قدر خوشحالم که می‌خواستم بگویم که به‌خاطر شما حتی دیگر در مورد این خانم چیزی نمی‌نویسم، اما دیدم آن‌قدر هم خوشحال نیستم و اصولاً خانم رجبی کسی نیست که بشود درباره‌اش طنز ننوشت.

جناب موسوی عزیز
طبعاً لطمه‌ای که حضور آقای احمدی‌نژاد ‌و خانم رجبی به زندگی زنان ایرانی زده معلوم و واضح و مبرهن است. می‌توانید در این مورد از فعالان زن بپرسید، مشهود و معلوم است. چندی قبل به یکی از زنان بزرگ و بزرگوار ایرانی می‌گفتم: «شما چرا به این خانم فاطمه رجبی جواب نمی‌دهید؟» ایشان قیافه‌ای مظلوم گرفت و گفت: «آقای نبوی! ما که نمی‌توانیم با این‌ها دهان به دهان بشویم، مگر این‌که خودتان یک کاری بکنید.»

‌با عنایت به این مورد و مواردی قبلی، خدمت‌تان عرض می‌کنم که شما لطفاً خودتان را بکشید کنار، ما یک دعوای چهار ساله داریم که باید روشن شود، همان‌طور که موقع دفاع از شما ازتان اجازه نگرفتیم، الآن هم برای ادامه کارمان نیازی به مجوز شما نداریم. وقتی رییس‌جمهور شدید، آن وقت اگر خواستید می‌توانید مثل امروز ما را به ایران راه ندهید.
ابراهیم نبوی
۱۹ فروردین ۱۳۸۸

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/01/25ساعت توسط احمد شیثی |

 

1
مثل او. مثل میرحسین موسوی. انسانی متعادل؛ زیبا صورت و سیرت؛ کم گو و زیاد شنو؛ اصول گرا و آزاداندیش؛ ایدئولوژی گرا و غیرمتصلب؛ آرمان خواه و غیرتمامت خواه؛ مردم گرا و  نه نخبه ستیز؛ محتاط و نه محافظه کار؛ دین باور و نه عقل گریز؛ انقلابی و نه افراطی؛ کثرت گرا و نه آنارشیست؛ وحدت گرا و نه «من»گرا؛ جمع گرا و نه فردستیز؛ عدالت خواه و نه خواهان برابری در فقر؛ ارزش محور و نه واقعیت گریز؛ عزت گرا و نه مصلحت ستیز؛ تجددگرا و نه سنت گریز؛ عرفان گرا و نه صوفی؛ سلطه ستیز و نه رابطه گریز.     

مثل او. مثل میرحسین موسوی. هنرمندی سخت دوست داشتنی؛ هنرمند و دردمند؛ خاکی و افلاکی؛ لطیف و ظریف؛ پرشور و پراحساس؛ پرامید و پرنشاط؛ نقاشی صاحب سبک؛ نقاشی صاحب نقش؛ نقاشی خالق نقش: نقشی از جامعه، آنگونه که هست و آنگونه که باید باشد؛ نقشی از من و تو، آنگونه که هستیم و آنگونه که باید باشیم؛ نقشی از هزاران راه رفته و هزاران راه نرفته؛ نقشی از زیبایی ها و زشتی ها؛ نقشی از خودی سازی ها و دگرسازی ها؛ نقشی از حریم ها و حرمت ها؛ نقشی از نماهای دور و نزدیک؛ نقشی از کامیابی ها ناکامیابی ها؛ نقشی از راه ها و رهروها؛ نقشی از رفتن ها و نرفتن ها؛ نقشی از افراط ها و تفریط ها؛ نقشی از حال و آینده؛ نقشی از چالش ها و فرصت ها؛ نقشی از مردمی ها و نامردمی ها؛ نقشی از باهم بودن ها و برهم بودن ها؛ نقشی از امیدها و نامیدی ها؛ نقشی از اشک ها و لبخندها.

مثل او. مثل میرحسین موسوی. سیاست پیشه ای با اخلاق؛ صاحب قدرتی با مرام؛ بازیگر زمین های ناهموار؛ تدبیرگر روزهای سخت: تدبیرپیشه ای که در بحرانی ترین شرایط تاریخی این مرز و بوم، و در شرایطی که از منجنیق آسمان و زمین بلا می بارید، تصویر و تصدیقی زیبا و خاطره انگیز و ماندگار از «مدیریت» کلان یک جامعه ی دینی-انقلابی برجای گذاشت؛ دولت مردی که در زمانه ی مقبولیت و مشروعیت «دولت گرایی»، «تمرکزگرایی»، «انجماد/انقباض گرایی اقتصادی»، و «چپ گرایی های کودکانه»، گام در راهی «میانه» (در میانه راست و چپ افراطی) نهاد، و به مثابه جزئی از «راه حل» مشکلات شالوده شکن جامعه ی خود نقش آفرینی کرد.                

2
نمی دانم، در آینده، یکبار دیگر جامعه ی ما «مثل او» را در عرصه ی سیاست و قدرت تجربه خواهد کرد یا خیر، اما می دانم، «او» و «مثل او» چه «بیایند» و چه «نیایند»، همیشه در زیباترین حوض های نقاشی مردم این سرزمین کهن حضور سبزشان نقش شده است؛ حضوری شبیه «یار دبستانی»؛ شبیه «حسن و محبوبه» (آنگونه که معلم بزرگوار ما شریعتی از آن سخن می گفت)؛ حضوری به مثابه یک الگو؛ به مثابه کسی که چون بپرسیم که آیا می توان «درقدرت» و در عین حال «برقدرت» بود، بی درنگ «او» در پاسخمان می نشیند؛ اگر بپرسیم که آیا می توان جز در رضای خدا و خلق خدا به قدرت نیندیشید، بی درنگ «او» در پاسخمان می نشیند؛ اگر بپرسیم آیا می توان دست مهر امام را بر سر داشت و در برابر بی مهری های این و آن دم فروبست، بی درنگ «او» در پاسخمان خواهد نشست؛ اگر بپرسیم که آیا می توان در دوران تبدیل شدن انقلاب به نظام، کماکان دلمشغول و دلنگران شعارها و آرمان های انقلاب بود، بی درنگ «او» در پاسخمان خواهد نشست؛ اگر بپرسیم آیا می توان در زمانه ای که انقلابیون به طبقه ی حاکم و مرفه تبدیل شده اند، کماکان دغدغه فقر و غنا را داشت و به پابرهنگان، کوخ نشینان، و حاشیه نشینان اندیشید، بی درنگ «او» در پاسخمان خواهد نشست؛ و بالاخره، اگر بپرسیم که آیا می توان «میرحسین موسوی» بود و مرعوب شکوه و عظمت خود نشد، بی درنگ «او» در پاسخمان خواهد نشست.  
 
3
نمی دانم، ولی باز می دانم که در آستانه ی ورود به دهه ی چهارم انقلاب، سخت نیازمند نوشتن «تاریخ حال» و «تاریخ سکوت» هستیم: سکوتی که یک دنیا حرف برای گفتن دارد؛ سکوتی که پر از فریاد است؛ سکوتی که در ژرفای وجود خود، تاریخ یک انقلاب و یک ملت را پنهان دارد. نمی دانم می توانم این تاریخ سکوت را بنویسم یا نه، اما می دانم که باید بنویسم. باید بنویسم، شاید که «یاسی» دیگر «پاس» داشته شود.

 محمدرضا تاجیک

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/12/20ساعت توسط احمد شیثی |

مهندس میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای به صورت رسمی برای شركت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام كاندیداتوری كرد

در این بیانیه که از انتخابات با عنوان بزرگترین جشنواره جمهوریت یاد شده، باز شناسی آموزه های اسلام ناب محمدی (ص) و تکیه بر اندیشه های حضرت امام خمینی (ره) مورد تاکید قرار گرفته و دلیل حضور در انتخابات وضعیت کنونی کشور، ظرفیت های موجود و همان دلایلی که در گذشته به عدم حضور فرامی خواندند اعلام شده است.

مهندس میرحسین موسوی  در بیانیه اعلام حضور خود مستضعفان را آماده ترین قشر برای اصلاح گری و پایبند ترین پشتوانه برای اصول گرایی نامیده و دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی را حاصل جوشش های جوانان اندیشمند و آزاداندیش دانسته است.

در این بیانیه همچنین از آزادی، به عنوان آرمانی که خرازی ها، باقری ها و باکری ها در پای آن جان دادند، یاد شده و آمده است :« ما را چه می‌شود كه به كمترین بهانه خانۀ آرزوهای همت را خراب می‌كنیم تا به جایش برج‌هایی از جاه‌طلبی خود بسازیم؟»

کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ادامه ضمن تاکید بر نیرومند شدن اقتصاد کشور و رونق گرفتن فضای کسب و کار و حمایت همه جانبه از نیروی های مولد و تولید ملی، قانون شکنی های گسترده را تقبیح و آن را نقض عهد با ملت و انکار خرد جمعی برشمرده است. وی همچنین قانون اساسی را واجد ظرفیت عظیمی ذکر کرده که اگر به فعلیت برسد، راهبردهای ارزشمندی همچون اصول 43 و 44 قانون اساسی می تواند از هدردادن  منابع جلوگیری کند.

مهندس موسوی خواست عمومی برای تجدید نظر در سیاست ها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و تکیه بر ارزشهای بنیادین را ضامن تحول جامعه دانسته و در بیانیه خود آورده است : « يك قدم پيشرفت كه واقعا محقق شود بر آرزوهاي درازي كه جامه‌ی عمل نمي پوشند برتري دارد.»

در بخش پایانی این بیانیه میرحسین موسوی رعایت احترام دولت را لازم و انتقادات را تنها در صورت مستدل ، دلسوزانه و نه با قصد تخریب مجاز شمرده و صراحتا اعلام کرده ستاد اینجانب حق چاپ و تکثیر عکس مرا نخواهد داشت و طرفدارانش را از الگوهای تبلیغاتی مسرفانه برحذرداشته و رعایت اخلاق اسلامی و حفظ وحدت را ضرورت فضای با نشاط انتخاباتی برشمرده است.

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/12/20ساعت توسط احمد شیثی |

با قرار دادن لوگو و انتشار اخبار و زندگینامه مهندس موسوی در وبلاگ خود به

جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی بپیوندید

 

1- دعوت از میر حسین موسوی   mirhoseinmoosavi.blogfa.com

2- حامیان موسوی   mirhosseyn.blogfa.com

3- گروه بارانی ها barangroups.persianblog.ir

4- فتح الفتوح

 imanmaleka.blogfa.com

5- خسروانی www.khosravani.ir

6- پادبیر 2 padabir.blogpars.com

7- گاه نوشته ها www.ahmadii.ir/weblog

8- تجدید نظر revisal.blogfa.com

9- پابرهنه paberehne.blogfa.com

10- بیان ایرانی

 byan.blogfa.com

11- مرجع کامل شهر خامنه khameneh.blogfa.com

12- سازمان حامیان موسوی sahm.parsiblog.com

13- نانوشته های یک ناشناخته eco79.blogfa.com

14- سیاوش نامه siavash.blogpars.com

15- گاه نوشته های من mazmon.blogfa.com

16- مجنون نیوز majnoonnews.com

17- هواداران موسوی (اصفهان) mir88.blogfa.com

18- نسیم 88 استان مرکزی nasim88markazi.blogfa.com

19- گزارش های گمان شکن qooqel.blogfa.com

20- یاران موسوی mhmoosavi.blogfa.com

21- عقل سرخ mujahed.mihanblog.com

22- نوشتار bonabmashhad.blogfa.com

23- گوهر گمشده peyano.blogfa.com

24- عبور www.obour.ir

25- دکتر حسن محبتی www.drmohebbati.com

26- حرکت از نو hami-88.blogfa.com

27- دعوت از بهار dahvat.blogfa.com

28- عصر نو asr-r-now.blogfa.com

29- اذر بایجان مرد ایگیدر دوغگونان  mobil-iran.blogfa.com

30- دفترچه یادداشت  rezakavand.blogfa.com

31- زخمه akbar13.com

32- نیمکت nimkat-mag.blogfa.com

33- روز وب roozweb.blogfa.com

34- نشر نفیسه nashrenafiseh.persianblog.ir

35- از هر دری سخنی divarekotah.persianblog.ir

36- انجمن اینترنتی هنرمندان ایرانی www.honarmandan.ir

37- حامیان موسوی در گیلان gilannmoosav.blogfa.com

38- نسیم88 مازندران uk.360.yahoo.com/agsaravi

39- حزب الله نو hezbolahe-nasle-no.blogfa.com

40- اندیشه فردا raoofmehr.blogfa.com

41- چالش های ذهن من shima-norouzi.blogfa.com

42- مازندران 9117.blogfa.com

43- سیاست نامه jafareirani.blogfa.com

44- حامی موسوی و خاتمی hamid-man.blogfa.com 

45- ایران (نگین خاورمیانه) election.ParsiBlog.com

46- دن کیشوت 598parsian.persianblog.ir

47- نگاره پردازان www.negareh-pardazan.com 

48- باران rezaegh.blogfa.com

49- موج سوم mojahid.blogfa.com

50- اندیشه و اخلاق bpgolzadeh.blogfa.com 

51- حمید ساوه pars-media.blogfa.com

52- هوجقان hojagan.persianblog.ir

53- هم آوا hamava01.blogfa.com

54- امید بافق omidebafgh.blogfa.com

55- اورک سوزلریم tmahdavi.blogfa.com

56- جعبه خاطرات ضد مورچه ketabkhar.blogfa.com

57- حامیان موسوی اردبیل pirizident.blogfa.com

58- اخبار موسوی facebook

59- سیاوش نامه siavash-edalat.blogfa.com

60- کافه عصرانه cafeasraneh.bloghaa.com

61- گوناگون 3 goonagoon3.blogfa.com

62- تقی سالک اکمل taqisalek.blogfa.com

63- مهمان طفیلی tofeily.blogfa.com

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/12/19ساعت توسط احمد شیثی |


گزارش‌هاي تاييده شده‌اي از زندان گوهردشت مي‌گويد كه يك زنداني سياسي جان خود را از دست داده است.
اين براي چندمين بار در دو سال اخير است كه زندانيان دز زندان‌هاي جمهوري اسلامي به دلايل مختلف جان مي‌سپارند.

نام اين زنداني سياسي "امیر حسین حشمت ساران" است كه صبح روز جمعه در بيمارستان رجايي كرج درگذشت. وي به دليل تشكيل گروهي با نام «جبهه‌ي اتحاد ملي » به 8 سال حبس تعزیزی و 8 سال حبس تعلیقی محكوم شده بود و در حال گذراندن پنجمين سال اين محكوميت بود.

مرگ حشمت ساران، سومين مرگ زندانيان سياسي در زندان گوهردشت است كه زنداني بسيار بدنام و خارج از حداقل استانداردهاست. در اين زندان، براي بارها زندانيان سياسي از سوي باندهاي خلاف‌كار و جاني تهديد به مرگ شده‌اند و گوهردشت در ميان زندانيان با نام تبعيدگاه شهره است. در اين زندان مجرمان خطرناك محكوم به اعدام يا جبس ابد سكنا دارند و عدم تفكيك بندها و پشتيباني مسوولان زندان از اين مجرمان خطرناك در برابر زندانيان سياسي سبب اوضاع بسيار وخيمي در گوهردشت شده است.

"فعالين حقوق بشر و دموكراسي در ايران" در گزارش خود از مرگ اميرحسين حشمت ساران آورده‌اند:

« بنا بر گزارش‌هاي رسیده از بیمارستان رجايی کرج ،زندانی سیاسی امیر حسین حشمت ساران 09:00 صبح امروز در اين بیمارستان جاودانه شد.
این سومین زندانی سیاسی است که در زندان گوهردشت کرج به قتل رسانده می شود.

زندانی سیاسی امیر حسین ساران، پس از تجویز دارهایی که بصورت پودر شده و جند دارو با هم مخلوط بود و از محتوای این داروها اطلاعی دردست نیست، مسموم شد و در حدود 48 ساعت در کوما بسر برد تا این که صبح امروز جاودانه شد.

از روز گذشته که خانواده آقای ساران متوجه وضعیت وخیم جسمی آقای ساران شدند فرزندان او بارها تلاش کردند که پدر خود را عیادت کنند ولی مامورین وزات اطلاعات که در آنجا حضور داشتند و به عنوان نگهبان اتاقی آی.سی.یو بودند ممانعت کردند .

آقای ساران درحالی که در بیهوشی بود به دستان او دستبند زده بودن و به تخت بیمارستان بسته شده بود.
امیر حسین ساران و سایر هم بندی‌های او در طمدت بازداشت خود در زندان گوهردشت کرج بارها آماج حملات سازمان یافته توسط علی حاج کاظم و روسای حفاظت و اطلاعات و ريیس بندها قرار گرفت که منجر به برداشتن زخم‌های عمیق شده بود.
در آخرین یورشی که چند روز پیش توسط کرمانی و نبی الله فرج زاده همراه با 30 نفر از افراد گارد ویژه زندان به سلول آنها شد او و همبندی‌هایش آماج ضربات باتوم قرار گرفتند و اندک وسايل آنها یا تخریب شد و یا به یغما رفت.

آقای ساران بارها به بند 8 زندان گوهردشت کرج فراخوانده شد واو را تحت فشارهای روحی و تهدیدات مختلف قرار دادند

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، قتل امیر حسین حشمت ساران را محکوم می کند و به خانواده محترمش و تمامی آزادیخواهان ایران تسلیت می گوید و از دبیر کل سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر خواهان تشکیل یک هیات تحقیق حقیت یاب است؛ برای بررسی قتل‌هایی که در سال‌های اخیر در زندان‌های ایران روی داده.»

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران «قتل زندانی سیاسی امیر حشمت ساران» را هم‌چنين به سازمان‌هایي چون «کمیساریای عالی حقوق بشر، کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا، سازمان عفو بین الملل و سازمان دیدبان حقوق بشر» گزارش داده‌اند و بايد منتظر واكنش آن‌ها بود.

زنده‌ياد حشمت ساران كه از بيماري قلبي رنج مي‌برد از پاييز امسال نياز به مداواي فوري داشت اما با كارشكني مقام‌هاي زندان و متوليان پرونده هرگز نتوانست براي معالجه به خارج از زندان بيايد. تلاش همسر او "الهه نازجو" نيز در اين زمينه ره به جايي نبرد. حال آقاي ساران كه نيازمند مرخصي فوري براي بهبود اوضاع وخيم جسمي خود بود، در آبان ماه، آذر و سرانجام اسفند ماه 87 بارها به تشنج گراييد و اين زندانيان سياسي براي چند بار به كما رفت اما مسوولان پرونده و زندان هم‌چنان از مداواي وي در خارج از زندان جلوگيري كردند.
سرانجام امیر حسين حشمت ساران شب جهارشنبه‌ي هفته‌ي گذشته در پي يك تشنج به به بیمارستان رجایی کرج منتقل شد، در حالي كه در شرایط بسیار حاد جسمی و در اغما بسر می‌برد. با اين وجود ريیس زندان گوهردشت در ابتدا از اعلام محل بستری شدن و شرایط او به خانواده‌اش خوداری كرده بود. هنگامی که خانم نازجو به بالين همسر خود رفت، او در بیهوشی کامل بسر می برد و به سختی تنفس می‌کرد و شرایط بسیار وخیمی داشت. فرزندان حشمت ساران در اين حال هم از عیادت و دیدن پدرشان بازماندند و پزشک معالج وی از دادن هرگونه اطلاعاتی از وضعیت جسمی آقای ساران خوداری كرد. پزشک معالح به خانواده‌ی ساران تنها گفته بود كه «فقط برای او دعا کنید» اما گويا تلاش براي مرگ حشمت ساران تاثيري بيش‌تري از دعاها داشت!

امیر حسین حشمت ساران كه بارها تقاضاي مرخصي وي رد شد، با وجود استحقاق آزادي مشروط و هم‌چنين مرخصي استعلاجي هرگز نتوانست از اين شرايط كه براي تمامي زندانيان يك‌سان است، بهره‌مند شود. مي‌توان گفت كه مرگ اين زنداني سياسي با وجود وخامت اوضاع وي قابل براي هر كسي در زندان و بيمارستان قابل پيش‌بيني بود اما خواسته نشد تا اميرحسين حمشت ساران با مداوا در خارج زندان بهبود يابد.

مجموعه‌ فعالان حقوق بشر با تاييد مرگ اين زنداني سياسي و تسليت به خانواده‌ي وي خواستار «پاسخگویي مسوولان درباره‌ي مرگ‌های مشکوک زندانیان» شد.

در اين بيانيه آمده است:

« به استناد معاهده‌ها و مقاوله‌نامه‌های جاری حفاظت از جان و امنیت زندانی بر عهده مسئولان قضائی و سیستم زندانبانی است، در تماس مجموعه با خانواده زندانی سیاسی"امیر حسین حشمت ساران" شنیده ها پیرامون خبر فوت ایشان تائید گردید، خانواده وی ضمن مبهم بودن زوایایی از مرگ وی که منجر به سکته مغزی این زندانی گردیده است خواهان پاسخگویی و شفاف سازی مسئولان مربوطه شدند.

این زندانی وجدانی که در حال تحمل پنجمین سال از محکومیت شانزده ساله خود بود پس از رو به وخاومت گرائیدن وضعیت جسمی خود که با بی توجهی اولیه مسئولان در تاریخ 11 اسفند سیر تصاعدی طی نمود در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان رجایی کرج ر تاریخ 15 اسفند بستری گردید.امیرحسین حشمت ساران سرانجام صبح روز جاری در این بیمارستان جان خود را از دست داد.

آقای ساران که متاهل و دارای سه فرزند بودند در چندین نوبت در سال جاری درخواست مرخصی خود را به مسئولان مربوطه تسلیم نموده بودند که هر بار با دلایل واهی از استفاده این زندانی از حق مرخصی ممعانت بعمل آمده بود.

مرگ مشکوک ایشان سومین مرگ مشکوک پس از ولی الله فیض مهدی و عبدالرضا رجبی در این زندان امنیتی که هم اکنون محل نگهداری بیش از پنجاه زندانی سیاسی از اقصی نقاط کشور است می باشد. در هیچیک از موارد مسئولان نسبت به مرگ این زندانیان پاسخگو نبوده اند و مرگ مشکوک زندانیان همواره در پاره ای از ابهام قرار گرفته است. این نوع جان باختن زندانیان عقیدتی در طی سه سال اخیر در سراسر کشور روندی رو به رشد و نگران کننده داشته است.

امیرحسین حشمت ساران در سال 82 به همراه تعدادی از همفکران خود به دلیل راه انداری گروهی به نام "جبهه اتحاد ملی ایران" که مشی مسالمت آمیز و سیاسی را در کارکرد گروه خود معرفی نموده بود بازداشت شد. وی در دادگاه انقلاب کرج به اتهام راه اندازی جمعیت غیرقانونی به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردید. نامبرده در اتهاماتی دیگر همچون تبلیغ علیه نظام و توهین به مسئولان به هشت سال دیگر حبس تعلیقی محکوم شد. در طول پنج سال سپری نمودن ایام محکومیت، این زندانی عقیدتی تنها یکبار از حق مرخصی استفاده نمود و به صورت مکرر تحت فشار و برخورد مسئولان زندان رجایی شهر کرج قرار داشت.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن مشکوک خواندن مرگ این زندانی عقیدتی و تسلیت به خانواده داغدار این زندانی، از مسئولان زندان رجایی شهر کرج و کادر پزشکی این زندان خواستار پاسخگویی نسبت به مرگهای مشکوک در این زندان می باشد. همچنین سایر تشکلات مدافع حقوق بشر را به واکنش متحدانه و پیگری این موضوع فرا می‌خواند.»

فعالان حقوق بشر در ايران، چند نهاد جهاني و خانواده‌ي حشمت ساران پيش از اين بارها و بارها نسبت به مخاطرات جاني عليه اين زنداني سياسي هشدار داده بودند اما به اين هشدارها توجه نشد تا سرانجام در ساعت 9 بامداد روز جمعه 16 اسفند ماه اميرحسن حشمت ساران درگذشت.


+ نوشته شده در دوشنبه 1387/12/19ساعت توسط احمد شیثی |

 

 باز هم گروس...

 

وقتی کلید را

در جیب هایم پیدا نمی کنم

نگرانِ هیچ چیز نیستم

 

وقتی پلیس

دست بر سینه ام می گذارد

یا وقتی که پشت میله ها نشسته ام

نگرانِ هیچ چیز نیستم

 

مثل رودخانه ای خشک

که از سد عبور می کند

و هیچکس نمی داند

                          که می رود یا باز می گردد

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/12/05ساعت توسط احمد شیثی |

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت توسط احمد شیثی |

تهران!

بدون شرح!

اینجا تهرانه یعنی شهری که...!!!

+ نوشته شده در جمعه 1387/11/18ساعت توسط احمد شیثی |

 

-----------------------------------

دریای بزرگ دور 

یا گودال کوچک آب

فرقی نمی کند

زلال که باشی 

آسمان در توست...

 -----------------------------------

+ نوشته شده در شنبه 1387/10/21ساعت توسط احمد شیثی |